غريبه اي مي آيد
دوردست ها را نگاه كن او را مي يابي
هر چه مي گذرد نزديكتر مي شود،نزديك ونزديك تر،
آنقدر نزديك كه در وجودم غرق مي شود
ديگر نمي بينمش، او را گم كرده ام
بايد درونم را زيرو رو كنم، شايد يا فتمش.
به نام مهربانترين
سلام ساقي عزيز
تمام آنچه هماره در جستجويش تا ناكجا آبادها مي رويم در همين پيچ در پيچ درونمان است.حضورش بس مبارك خواهد بود اگر رخ بنمايد.
اميدوارم در پاكترين لحظه در آغوش كشي اش .
در او بمان و با او بخوان اي دوست كه چونين زيبا به ترنم يافته اي حضورش را
Posted by: واحه at September 26, 2004 12:32 AM