January 30, 2005

تجدید قوا

امروز 11 بهمن 83  است آخرین روز های ترم را سپری می کنم  طبق معمول خوابگاه و دانشگاه خالی از دانشجوست و فقط دانشجویان هنرند که باید تا آخرین روز ترم بمانند بالاخره بعد از دو شبانه روز کار مداوم امروز آخرین کار ترم تحویل دادم  این ترم برایم مثل باد گذشت  دیگر کرمان برایم خسته کننده شده حوصله ی ماندن ندارم می خواهم بروم اما نه به زادگاهم باید خود را برای ترم جدید و زندگی جدید آماده کنم می روم اما متفاوت بر می گردم   

ساقی خردمند January 30, 2005 01:18 PM
Comments

خلاصه‌ی چيزی که من می‌فهمم اين است: عشق، و معرفت نفس و تزکيه‌ی اخلاق و تهذيب باطن، تجربه می‌خواهد .
چه افتخاري بود اومدم اينجا.......
ميگند هر رفتي آمدي داره نه؟

Posted by: v at February 13, 2005 07:52 AM

دير مي آيي دير مي نويسي و خاموش! روزهاي دلنشيني است سالهايي كه ميگذراني نگذار حسرتش بماند.

Posted by: پرنيان at February 6, 2005 10:42 AM

خسته نباشي
اين روزها مي گذرد و غبار خاطره اي از آن مي ماند
روزهاي غريبي است! مي دانم...

Posted by: واحه at January 30, 2005 05:53 PM

يک چندتا ترم ديگر هم می‌گذاشتی بد نبود! نکنه خبری شده؟؟؟؟ بوی آدميزاد می‌شنوم ها!

Posted by: ساغر at January 30, 2005 04:41 PM
Post a comment









Remember personal info?