April 14, 2005

در بند


نمی دانم درعمق کدامین نگاه مبهوت در پس کدام لبخند خاموش در نهان کدام فریاد بی صدا تورا گم کرده ام می دانم که قرن ها با من فاصله داری ولی خود رارهاکن از بودن در حصار مکان و زمان . بیا که من اینجا چشم انتظار توام بیاو التیام بخش زخم های کهنه ام باش بیا و وجودم را از وجودت سیراب کن

ساقی خردمند April 14, 2005 01:08 PM
Comments

سلام
خسته نباشيد. زيبا بود

Posted by: خیال تشنه at April 29, 2005 12:13 PM

طرقه التیام نمی خواهد که می سوزد...طرقه زمان و مکان نمی شناسد رهاست و هر آنکه رها ست گم کرده ندارد طرقه تا به خود نگاه کند سیراب می شود...

Posted by: کتایون at April 27, 2005 05:12 PM
Post a comment









Remember personal info?