نمی دانم درعمق کدامین نگاه مبهوت در پس کدام لبخند خاموش در نهان کدام فریاد بی صدا تورا گم کرده ام می دانم که قرن ها با من فاصله داری ولی خود رارهاکن از بودن در حصار مکان و زمان . بیا که من اینجا چشم انتظار توام بیاو التیام بخش زخم های کهنه ام باش بیا و وجودم را از وجودت سیراب کن
سلام
خسته نباشيد. زيبا بود
طرقه التیام نمی خواهد که می سوزد...طرقه زمان و مکان نمی شناسد رهاست و هر آنکه رها ست گم کرده ندارد طرقه تا به خود نگاه کند سیراب می شود...
Posted by: کتایون at April 27, 2005 05:12 PM