August 08, 2005

توفیق اجباری

تقریبا سه هفته از آن روز پیش بینی نشده می گذرد
توفیق اجباری نصیبم شده ،دعوت به سکوتی مطلق شده ام ،گاهی اوقات لذت بخش است و گاهی ملال آور اما هر چه هست می خواهم زودتر به پایان رسد.

ساقی خردمند August 8, 2005 10:44 PM
Comments

ای وای! ای داد! ای بيداد!

دختر جان حالا که به زبان نمی‌توان گفت، به قلم لااقل از احوال‌ات بنويس تا با خبر باشيم از روزگارت.

اين دخترک من اين‌جا هر روز غصه‌ات را می‌خورد و برای‌ات آه و ناله سر می‌دهد (علاوه بر آه و ناله‌های روزمره‌اش!).

Posted by: داريوش at August 10, 2005 03:54 PM

الهی من برات بميرم

Posted by: ساغر at August 8, 2005 11:21 PM
Post a comment









Remember personal info?