دوباره یلدا،یلدایی مثل یلداهای دیگر.
من امشب در یلدای امشب نیستم ،در یلدای سه سال پیشم
اتاق 212،من،الهه،الهام،نازنین،سمیه وهاجر،حافظ و پاییز نی زار.
حال من اینجا و الهه آن سر دنیا. چه می کنی؟ چقدر دلم برای تفألات حافظت تنگ شده،دلتنگم برای آن جمع ساده و صمیمی.
من امشب در یلدای امشب نیستم،در یلدای سال پیشم،شبی تنها در کویر برهوت.
امشب برایم بوی یلدا نمی داد،فقط گذری بود برصفحات خاک گرفته ی خاطرات ذهنم، نه حا فظ بود،نه الهه و نه جمشبد عندلیبی من بودم و من.
خوشحالم كه دوباره هستي. كم كم داشتم نگران مي شدم!
من هم ديشب مرور كردم چهار يلداي گذشته رو....
ديشب اصلا" يلدا بود؟!!