دیروز با متروکه ای که روزی برای خود برو بیایی داشت وداع گفتم امروز باید با کرمان هم خداحافظی کنم نمی دانم چرا حس می کنم دیگر بر نخواهم گشت .دل کندن بسیار سخت است ،مخصوصا اگر بدانی هنگام برگشت دیگر مکان آشنایی برایت باقی نمانده ....
هر روز دنیا در حال پیشرفت است و ما.....
دو روز پیش قرار بود کلاس های ما آغاز شود آخر به خاطر زلزله ی زرند دانشکده هنر تعطیل و کلاس هایش در علوم وفنی برگزار می شود مثل همیشه حدود یک ریع دیر به کلاس رسیدم اما چه رسیدنی و چه کلاسی ، کلاس که چه عرض کنم تعدادی میز و صندلی در راهروی پرسر و صدایی چیده و به عنوان کلاس به ما غالب کرده بودند برای دیر رسیدن حتی نمی شد در زد و عذر خواست یک کلاس این طرف راهرو و یک کلاس آن طرف راهرو ، دیگر خود تجسم کنید تداخل صدای استادان و رفت و آمد دانشجویان چه می شود این هم از امکانات دانشگاه های دولتی ایران