نمی دانم درعمق کدامین نگاه مبهوت در پس کدام لبخند خاموش در نهان کدام فریاد بی صدا تورا گم کرده ام می دانم که قرن ها با من فاصله داری ولی خود رارهاکن از بودن در حصار مکان و زمان . بیا که من اینجا چشم انتظار توام بیاو التیام بخش زخم های کهنه ام باش بیا و وجودم را از وجودت سیراب کن