December 27, 2006

به نطر شما در انتطار باران بودن سرشار از امید نیست من حرفی از نباریدن باران نمی زنم بلکه باریدن را با تمام وجود با لبان خشکم زمزمه می کنم. 

Posted by ساقی خردمند at 01:42 AM | Comments (1)

December 25, 2006

در انتظار باران
خیره ام به زمین سرخ و خشک.

Posted by ساقی خردمند at 01:03 AM | Comments (1)

December 22, 2006

دوباره یلدا

دوباره یلدا،یلدایی مثل یلداهای دیگر.
من امشب در یلدای امشب نیستم ،در یلدای سه سال پیشم
اتاق 212،من،الهه،الهام،نازنین،سمیه وهاجر،حافظ و پاییز نی زار.
حال من اینجا و الهه آن سر دنیا. چه می کنی؟ چقدر دلم برای تفألات حافظت تنگ شده،دلتنگم برای آن جمع ساده و صمیمی.
من امشب در یلدای امشب نیستم،در یلدای سال پیشم،شبی تنها در کویر برهوت.
امشب برایم بوی یلدا نمی داد،فقط گذری بود برصفحات خاک گرفته ی خاطرات ذهنم، نه حا فظ بود،نه الهه و نه جمشبد عندلیبی من بودم و من.

Posted by ساقی خردمند at 12:25 AM | Comments (1)